بررسی واژه برنج

هر چند من معمولا به ریشه شناسی دشوار واژگان میپردازم و ریشه های آسان را بررسی نمیکنم اما هنگامی که خردسال بودیم به ما «فرنی» میدادند که خوراکی از نشاسته پخته بود و همین یادواره مرا واداشت تا این واژه را بررسم :

(فارسی)*Berenj/Barenj?/Baranj?-(IndEur) *Bhar -(Goth)Barizeins-(lat)Far -(Irland)Bar-(Slav)Brasina

(Eng) Barley–>bread

که همگی گویای خوراکی از دانه های خوراکی اند و باید بیاد داشت که نخستین هندو اروپاییان با برنج آشنایی نداشتند برای همین به دانه های گیاهی تازه یافته نامهایی کلی میدانند  .

برنج برابر با آلیاژ فلزی را در گذشته جور دیگری وامیخواندند (تلفظ میکردند) بایستی همچون برنز در زبانهای اروپایی واخوانده شده باشد.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

بررسی ریشه «آسیاب» و آسایش ، فرسایش ،

ریشه شناسی عامیانه همواره ریشه آسمان را از همانندی واژه آسیاب میجوید و البته این پژوهش نادرست در لغتنامه های فارسی پیشین هم به چشم میخورد ، اما درستش اینست که بجز آسمان که پیشتر درباره ریشه اش پژوهیده بودیم همه این واژگان از ریشه سابیدن ساییدن و سودن آماده اند که خود در آغاز خرد شدن به ذره های ریز یا بریدن به تکه های ریز را مینموده است پس آسیا تنها میخواسته خردکردن را بگوید و گردش سنگ آسیاب به معنی نهادین آسیا کردن هیچ ربطی ندارد،ریشه این واژه در زبانهای خویشاوند پارسی گویای افشاندن ذره های ریز و غبار و یا صاف کردن یا فیلتر کردن ذره های ریز است

(پارسی)Saaydan /Saabidan/Saayesh/>(proto-Indoeuropean)Seh/Sei(lituan)Seiu>(proto-German)Sibi>(Goth)Saian>(NL)Zaaien>(Eng)Sow, sieve

اما درباره سودن باید گفت که این کارواژه از نامواژه «سو یا سود » برابر با ذره آمده است که با ریشه یابی که در پیش کردیم همبسته است

Sud/Suy>(proto -Indoeuropean)Seh >(lat) Satus >(Germanic)Saedh/Sad/Zaad/Sah (Eng)Seed

اینک نمونه ایی چند از ادب فارسی دری :

«و دندانها بیافرید بعضی سرپهن تا لقمه آس کند «کیمیای سعادت صفحه 513

«بدان ای برادر کی ذره کی همین بینی آن سوئش خاک است کی هوا مر زمین را گرد گرفته است و همی فرساید..و نیز آن سوئش(در نسخه خطی سونش) برگها و نباتست..»

گشایش و رهایش رونوشت سعید نفیسی صفحه 51

اما آ در آسیا(آسیاب) پیشوند تاکیید است و در آغاز این پیشوند اف بوده که در واژه افتاب و افسر آنرا باز میابیم

و چون خط مزخرف عربی فارسی درباره آوایکها(حروف صدادار) ولنگار و شلخته است و نمیتوانیم به واخوانی(تلفظ) دقیق تاریخی واژگان پی ببریم، این ا با آ دیگرکه گویای نفی است به خطا گرفته میشود چنانچه در واژه آسایش و آسان میخواهد بگوید آنچه که ساییده و فرسوده نمیشود

A+Saay- A+Sud-

در واژه فرسایش یا فرسودن Far +Saay/Sud فر پیشوند فراتررفتن و از حد گذشتن کاری است که همترازش در پیشوند Verدر زبانها ژرمنیک بخوبی گواه این سخن است.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

ریشه واژه دست

واژه دست در پارسی با همترازش در زبانهای خویشاوند :

Dast(پارسی) (Sanskrit)*dacshina(Old Slavic)*desinu(Greek)*deizos/deca

(latin)*dext/dextro/digit(Lituan)*dessine(Gothic)*teihs

و البته به گمان بسیار شمار «ده» نیز بایستی با این واژه همریشه باشد چنانچه در یونانی «دکا» و در لاتین «دک/دسیم» با واژه دست همریشه اند.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

ستودن و استاد

ستودن به گفته شماری از لغتنامه های ریشه های هندو اروپایی*steu- برابر با به پیش راندن و به پیش تاختن آمده است اما جالب اینجاست که در زبان لاتین ریشه Studeo- برابر با با شوق و با علاقمندی چیزی و کاری را دنبال کردن است و واژه Studio,Studeren,Student,Study…همه خود از همین ریشه اند که البته برای ستودن پارسی دری نیز فراخوری دارد چون میخواهد با ذوق و شوق چیزی را پرداختن را بگوید و همین را نیزدر واژه استاد باز میابیم که با نگرش به ریشه هندواروپایی و ریشه لاتینی باید پیشرو و در کاری با شوق و استواری به پیش راندن را بگویدف هر چند شاید که از بر هم آمدن ا(ازکوچک شده پیشوند اف = بلندی)+ستاد(ایستادن) باشد که بالا ایستادن را مینماید که هنوز با معنی یادکرده شده جور میآید چون بلند پایگی و حشمت را نشان میدهد

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

ریشه واژه آسمان

بر همگان روشن است که بسیاری از آیینهای EASTER /OESTERN با آیینهای نوروز همخوانی دارند که از دید تاریخی نیز با جشن آغاز بهار و باروری (رنگ کردن تخم مرغ) همخوانی دارند ، و البته ریشه یابی آن جالب است >

چون همه این واژگان Auro(لاتین)—–>Eos(یونانی باستان)—->Heus/Aus(هندو اروپایی بنیادی)—->(آلمانی باستان)Austr/Ausrهمگی گویای پگاه و درخشش آسمانی اند، حتی واژه لاتینی (با گردش Rبه Sکه در لاتین بسار معمول است)Auroraکه برابر با روشنایی آسمانی است هنوز کاربرد دارد.

وواژه آسمان در پارسی نیز از این رریشه *آس برابر با درخشش آمده است .

یادداشت : آنچه درلغتنامه ها درباره ریشه آسمان آمده که آس را با چرخش سنگ آسیا همانند کرده اند شناختی عامیانه و نادرست است

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

خریدن و فروختن

خریدن بر گفته شماری از زبانشناسان همچون پکرنی و کبلر و دیگران از ریشه *kwrei برابر با خریدن آمده است که در زبانهای دیگر هندو اروپایی باستان هم نمونه های بسیاری از آن هست اما ایشان دچار خطای بزرگی شده اند و آنهم نادیده گرفتن جامعه آغازین مردمان بوده است زیرا که آریاییان نخستین از روش اقتصادی بازارگرایانه بدور بوده اند وبرای ایشان خرید و فروش مالی بیمعنی بوده است پس ریشه این خریدن چیست ؟ اینک برایتان میگویم :

خریدن خود از ریشه نیاز وکمبود داشتن و نیز خواستار چیزی بودن آمده است و همین را در ریشه لاتینی car- برابر با کمبود چیزی /نداشتن چیزی باز میابیم پس خریدن را در جامعه آغازین آریایی تنها نیازمند چیزی بودن باید دانست و همین را در ادب و زبان پارسی دری بارها بکار برده اند برای نمونه «نازت را نمیخرم…. یا خریدار ناز کسی بودن … = که نیاز مند ناز کشیدن کسی بودن را میخواهد بگوید »

فروختن : از بن «فر+ رگ/رخ/رش+تن آمده است که فر پیشوند تاکیدی است که همواره دور بودن و گستردن را مینماید و ریشه روخ خود از بن روگ / روغ/رو(هندو اروپایی*reg- برابر با دراز کردن گستردن که خود با بن *راست ،راشت (د-)راز همبسته است ) میآید که رویهمرفته عرضه کردن و ارائه کردن را میخواهد بگوید پس میبینیم که در اینجا تنها سخن از عرضه و تقاظا است و بس.

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

«لافیدن ،لبند»

لاف زدن و لافیدن را همه میشناسیم که خودنمایی و یا خود ستایی را میخواهد بگوید اما ریشه آن از *leubh-/*lubh*- هندواروپایی برابر با دوست داشتن /مهر ورزیدن است

و واژه لبند که درباره زنهای عشوه گر بکار میرود نیز از همین ریشه است

و در زبانهای خویشاوند با سانسکریت lubha و لاتین lubet —> libido و نیز گوتیک liufs و آلمانی نوین lieb—->lieben و نیز هلندی نوین lief —>loven وانگلیسی نوین love همبسته است

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید